بدینوسیله بهاطلاع کلیه داوطلبان متقاضی ثبتنام و شرکت در آزمون سراسری سال 1394 برای دورههای روزانه ،نوبت دوم (شبانه)، نیمه حضوری، مجازی و پردیس خودگردان دانشگاهها وموسسات آموزش عالی،دانشگاه پیام نورو موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی وغیردولتی میرساندکه ثبتنام برای شرکت در آزمون های مذکور از روز یکشنبه مورخ 19/11/93 (نوزدهم بهمن ماه 1393) منحصراً از طریق پایگاه اطلاعرسانی این سازمان به نشانی:www.sanjesh.orgآغاز و در روزسه شنبه مورخ 28/11/1393 (بیست و هشت بهمن ماه 1393) پایان میپذیرد، لذا داوطلبان میتوانند در مهلت مقرر برای شرکت در آزمون سراسری سال 1394 ثبتنام نمایند. لازم به تاکید است متقاضیان تحصیل در آن دسته از کدرشتههای تحصیلی دانشگاه آزاد اسلامی که پذیرش آنها براساس آزمون می باشد، توجه داشته باشند از آنجا که پذیرش در رشته های دانشگاه مذکورنیز از طریق همین آزمون صورت خواهد گرفت لذا ضرورت دارد متقاضیان در آزمون سراسری سال 1394 ثبتنام و در تاریخ مقرر در جلسه آزمون شرکت نمایند.
یادداشت شماره 331

اگر مبارزه با فساد حقیقی است ، مبارزه را با ماجرای واردات بنزین آغاز کنید
در یاد داریم که رییس سازمان محیط زیست از آغاز به کار ، مسالهی واردات بنزین را پیش کشید و مدعی شد که تنها راه پاکسازی هوای تهران ، تعطیل امکانات داخلی بنزین و واردات بنزین « یورو چهار » از خارج است در حالی که کشور در آن زمان ، هم توان تولید بنزین برای کاربران داخلی داشت وهم کشور با مشکلهای ارزی روبرو بود .
اما « مدیران امیدوار » برای « گل روی » رییس سازمان محیط زیست ، اقدام به واردات گستردهی بنزین از خارج کردند ؛ اما کیفیت هوا به گونهای که شاهد هستیم ، بهبود نیافت .
خیلی زود ، آشکار شد که به جای بنزین « یوروچهار» ، بنزین « باب افغانستان » یعنی ارزانترین بنزین موجود در بازار که چیزی در حد نفت سفید میباشد ، وارد کشورشده است .
سروصداها بلند شد ؛ اما به شیوهی مرضیهی حاکم ، آنها را خاموش کردند . بر پایهی برخی بر آوردها سود + حق دلالی معاملهی واردات بنزین در این زمان کوتاه ، به یک و نیم میلیارد دلار سر میزند .
با فروافتادن بهای نفتخام و در نتیجه فرآوردههای نفتی ازجمله بنزین ودرحقیقت رسیدن به مرزهای1200 تا 1100 تومان ، رییس محترم سازمان محیط زیست در گفتوگویی که چندثانیه از آن در سیمای جمهوری اسلامی پخش شد ، فرمودند که : « واردات بنزین برای بستگان من رانتی ندارد ... » ؟!
شنبه 27 دی ماه 1393
هوشنگ طالع
یک روز قیف نیست ،
یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
به نام خدا
نام داستان:بچه ای که زرنگ بود!
یکی بود،یکی نبود.در زمان های دور پسر بپه بنام علی بود که خیلی زرنگ بود.او خیلی مهربان بود و به همه کمک می کرد.او خانواده نداشت و جایی برای خوابیدن نداشت.فقط یک چیز داشت و آن هم علم و دانش و زرنگی بود.او بار های مردم را به خانه ی مردم می برد.علی از آن ها پولی نمی گرفت.یک روز آدم مهربانی آمد و گفت:((سلام پسرم این بار ها را برای من می بری؟))علی گفت:((بله می برم.))در راه آن مرد از او پرسید:((تو خانواده داری؟))علی گفت:((خیر من خانواده ندارم و پولی هم ندارم و جایی ندارم که بخوابم.))آن مرد تا این حرف را شنید ناراحت شد و گفت:((بیا خانه ی من یک جای کوچکی است که برای تو خوب است.هر وسایلی که بخواهی آنجا وجود دارد.))علی قبول کرد.بعد به خانه ی آن مرد رسید.مرد به علی مقداری پول داد.علی قبول نکرد و گفت:((نه آقا شما به من جایی برای خواب دادید بسته،ممنون.))علی آنجا زندگی می کرد و دیگر غصّه ای نداشت.
واقعا آقا؟...
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
دخترک رو به من کرد و گفت:واقعا آقا؟
گفتم:ببخشید چی واقعا؟
گفت:واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد؟
گفتم:بله
گفت:اگه آره، پس چرا پسرایی که از ما ها خوششون میاد از کنار ما که میگذرند محو ما میشن!!
ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشیدفقط سر پایین میندازید و رد میشید
گفتم: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه!
گفت:کمه؟ببخشید متوجه نمیشم؟
گفتم : آره تو راست میگی برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا باید زانو زد... حقا که سر پایین انداختن کمه!
کپی شده از وبلاگ حجاب و عفاف زینت دختران