گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: در کلیات لایحه بودجه مبلغ 240 میلیارد تومان برای همایشهای سال 94 اختصاص داده شده است! یعنی ماهی 20میلیاردتومان!
گفت: حالا این همایشها تاکنون چه فایدهای داشته است؟ به غیر از برخی از آنها که ضروری است، بسیاری دیگر از آنها بیفایده و سرکاری است!
گفتم: تازه باید پرسید که اختصاص این بودجه کلان در شرایط کنونی کشور چه توجیهی دارد؟ و کجای آن با «اقتصاد مقاومتی» همخوان است؟! و معلوم نیست چه دردی را دوا میکند؟!
گفت: اختیار دارید، هدر دادن بیتالمال، حاشیهسازی و به فراموشی سپردن مطالبات و نیازهای واقعی مردم و نظام از فواید آن است.
گفتم: یارو با آجر یک دیوار ساخته و یک فانوس با شیشه قرمز روی آن گذاشته بود. پرسیدند؛ این فانوس برای چیست؟ جواب داد؛ برای اینکه ماشینهای عبوری با این دیوار برخورد نکنند. پرسیدند؛ دیوار را برای چه ساختهای؟ گفت؛ برای اینکه فانوس را روی آن بگذارم! گفتند؛ خب نه دیوار را میساختی و نه فانوس را و یارو با عصبانیت گفت؛ یعنی میخواستی همه فکر کنند که من کاری نمیکنم و بیهوده حقوق میگیرم؟!
اونایی که با کشیدن کاریکاتور پیامبر خدا صلی الله علیه و اله در یک نشریه و شعار آزادی بیان به میلیاردها انسان بی احترامی می کنند باید بدانند که نه تنها مسلمانان بلکه مسیحیان و یهودیان را هم ناراحت می کنند. چون جسارت به هر یک از پیامبران الهی جسارت به همه خداپرستان و موحدان است. این قلم های فاسد روزی باید در پیشگاه انسانها پاسخگو باشند
همه ما از این اقدام موهن انها بیزار هستیم و خوب میدانیم که پشت پرده ،دست شیاطین و دشمنان انسانیت و معنویت و ایمان قرار دارد. به امید روزی که همه صاحبان قلم و اندیشه به عقاید انسانها احترام بگذارند.
اما ما هم بیکار ننشسته ایم و برای احقاق حق مسلمانان عالم دست به قلم خواهیم شد و از حریم حرمت پیامبرمان دفاع جانانه خواهیم کرد.
البته این را هم میدانیم که اینگونه اعمال زشت با هدف رویاروی اسلام در مقابل غرب صورت میگیرد.
پس هوشیارانه برای مقابله با این توطئه ها آماده باشیم. یاالله.
"مسألهای که امروز جهان اسلام بلکه جهان بشریت با آن روبروست، سفسطهای به نام آزادی بیان است. با درایت و تدبیر علمی و عملی باید جهان را متوجه این گونه حرکتهای ناصواب که ریشه در تفکر اومانیستی دارد، کرد. باید با مقابله عاقلانه و حکیمانه این تهدید را به فرصت تبدیل کرد."
تردیدی نیست کسانی که چنین حرکتهایی را در قالب اشکال فرهنگی و علمی به جامعه بشری تحویل میدهند به اصل و ریشه و اساس نبوت و رسالت بویژه به ساحت مقدس پیامبرخاتم(ص) آشنا و آگاهی ندارند، زیرا پیامبر اکرم(ص) است که برای انسان کرامت و عظمت و والایی را به ارمغان آورده است. همین آزادی بیان که از آن سخن میگویند رهاورد سفر وحی است و رسول خدا پرچم دار آزادی بیان و بیان حقایق هستی است.
نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که تفکر اومانیستی که جهان غرب را احاطه کرده است غافل از این معناست که انبیای الهی راه معصومانهای را در جلوی بشر باز میگذارند تا بشر از انحرافها مصونیت بماند. جامعه عظیم اسلامی بویژه نخبگان، اندیشمندان، حکما و فلاسفه اسلامی باید این مطلب را به درستی واکاوند و پیامبران و رسالت آنها و آنچه را که آنها در این سفر عظیم الهی خود برای بشر آوردهاند و کارکردی که جریان رسالت در طول تاریخ برای بشر داشت این گونه از مسایل را برای جامعه جهانی و غربی تبیین و تفسیر کنند.
این را هم باید متأسفانه اظهار کرد که دو جریان ناصواب وجود دارد که زمینه و بهانه را به دست این گونه از افراد میدهد:
زمینه اول این است که شناخت درست و مناسبی از نگاه مکتب اهل بیت(ع) در مقام معرفی رسالت و شخص رسول خاتم(ص) و همچنین انبیای پیشین وجود ندارد و جهان غرب، اسلام را از یک منظر ناصوابی فراگرفته است.
زمینه دومی که متأسفانه امروزه بهانه است حرکتها و اقدامهای عناصر سلفی و تکفیری مانند داعش است که به نام پیامبر(ص)، اسلام را به نمایش گذاشتند که هیچ کدام به اسلام و حقیقت دین و قرآن و شخص رسول خدا(ص) استنادی ندارد.
دین شیوه برخورد با جاهلان را تبیین کرده است که نباید برخورد جاهلانه کرد؛ زیرا صلابت و استحکام در بدنه این تفکر و اندیشه نهفته است و هرگز کسی نمیتواند با این حقیقت والا و عظیم و گسترده و عمیق روبه رو شود و بخواهد با او به نبرد و ستیز برخیزد، زیرا هرگز با برهان و حکمت و عقلانیت اصیل نمیتوان جنگید و مبارزه کرد بویژه در دنیایی که مدعی عقلانیت و استدلال و برهان است.
همگان باید حرکت ناصواب افراطی و خشنی که به نام اسلام و دین ارایه شده است را محکوم کنند و برای جهانیان نشان دهند که اسلام دین رحمت، عظمت و کرامت و آزادی است و هرگز هیچ محدودیتی در مقام بیان و قلم قایل نیست، البته باید دانست آزادی بیان و قلم به معنای توهین و اهانت و تحقیر و نظایر آنها نیست.
آنانی که اصل و اساس آزادی بیان را برای بشر تقدیم داشتهاند و انسان را کریم معرفی کردهاند و به انسان از ناحیه حق سبحانه و تعالی کرامتش را نشان دادهاند، هرگز از آزادی بیان و قلم نمیهراسند، بلکه از حرکتهای ناصواب و نادرستی که موجب انحراف و تحریف افکار جوامع بشری بویژه جوانان میگردد، دغدغه دارند و امید است با صلابت و عظمت و با حکمت و برهان و عقلانیت جامعه عظیم جهان اسلام با این پدیده ناصواب و ناشایست که مبنایی جز جهالت و ضلالت برای او نمیتوان معرفی کرد مقابله کنند و اسلام عزیز را در شرایطی که جامعه جهانی متوجه دین است و می خواهد دین اصیل را بیابد، به درستی معرفی کند.»
امروزه نشریات گوناگونی در زمینههای مختلف علمی- پژوهشی نشر مییابد و مقالههای به چاپ رسیده در آنها، اطلاعات فراوانی را در اختیار دانش پژوهان قرار میدهند. لازم است محققان با شیوه تدوین مقالات علمی آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شیوههای صحیح، با سهولت، نتایج تحقیقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در اختیار علاقهمندان قرار دهند.
بقیه در ادامه مطلب

احسان یغمایی در گفت و گو با chn عنوان کرد: قدمت تهران با کشف یک اسکلت به 7 هزار سال نمیرسد
اوایل آذر امسال کشف اسکلت 7 هزاره در منطقه مولوی، تهرانیها را هیجانزده کرد. سرپرست گروه باستانشناسی این کاوش هم آن را کشفی منحصر به فرد خواند که سابقه سکونت در محدوده شهری تهران را به هزاره پنجم پیش از میلاد میرساند. بااین وجود، این سوال همچنان به قوت خود باقی ماند، آیا میتوان از کشف یک اسکلت و چند تکه سفال به این نتیجه رسید که قدمت یک مکان چقدر است؟ خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی - اوایل آذر امسال کشف اسکلت 7 هزار در منطقه مولوی، تهرانیها را هیجانزده کرد. سرپرست گروه باستانشناسی این کاوش هم آن را کشفی منحصر به فرد خواند که سابقه سکونت در محدوده شهری تهران را به هزاره پنجم پیش از میلاد میرساند. هر چند این سوال همچنان به قوت خود باقی ماند، آیا از کشف یک اسکلت و چند تکه سفال میتوان به این نتیجه رسید که قدمت تهران 7 هزار ساله است؟ احسان (اسماعیل) یغمایی، باستانشناس نام آشنای ایران در پاسخ به این سوال به CHN میگوید: «من با اینکه دستاوردهای این کاوش را از نزدیک ندیدم اما عکس منتشر شده از آن نشان میدهد که حفاری خوبی صورت گرفته با این حال خیلی جسارت میخواهد که با پیدا کردن یک اسکلت قدمت جایی را به عقب برد.» او معتقد است که بسیاری از متون باقی مانده، از تهران به عنوان یک ده کوچک نام میبرند، بنابراین باید دستاوردهای باستانشناسان به اندازهای غنی باشد که بتوانند قدمت یک مکان را تعیین کند.» به گفته این باستانشناس، شهر، ماندگاری، سکونت و گذر هر کدام معانی ویژه خود را در باستان شناسی دارند. نمیشود از یک گور تک افتاده نتیجه گیری کرد که این مکان شهر، ماندگاری یا سکونتگاه بوده است. او باز تاکید میکند که با یک «تک خاکسپاری» نمیتوان نتیجه گرفت که تهران، شهر در شکل وسیع آن یا یک سکونتگاه در شکلی کوچکتر است. یغمایی از رسمی قدیمی یاد میکند و میگوید:«هنوز هم رسم است، وقتی فردی در مسافرت میمیرد، او را در جایی که از دنیا رفته، به خاک میسپارند. بنابراین یک «تک خاکسپاری» دلیل کافی برای اینکه سکونت جایی به هزاره پنجم پیش از میلاد باز میگردد، نیست. یک باستانشناس باید خیلی از نشانهها را باید کنار هم بگذارد و سپس نتیجهگیری کند. این در حالی است که محمد اسماعیل اسماعیلی جلودار، سرپرست هیأت باستانشناسی در خیابان مولوی تهران در مصاحبههای خود عنوان کرده که مواد فرهنگی این دوره کاملا شناختهشده است و در این مکان سفالها و مواد فرهنگی به همراه شواهد اندکی از معماری به دست آمده که دوره استقرار در این محوطه را به دوره سیلک یعنی 2 و 7هزار سال پیش میرسد. یغمایی میگوید: «اگر سفالهای به دست آمده برای دوره چشمه علی باشد، امری طبیعی است. ممکن است که فرد از چشمهعلی به جایی دیگر در حال سفر بوده و در مسیر خود مرده و از آنجاییکه وقتی فردی میمیرد به دلیل اعتقاد به دنیای پس از مرگ، اشیاءاش را با او دفن میکنند، اشیاء او نیز با خودش دفن شده است.» به گفته او، امروز وقتی ایلاتیها کوچ میکنند و به ییلاق یا قشلاق میروند، اگر در این راه یکی از افراد کوچانده پیر یا جوان بمیرد. او را در چند گورستان میان راه به خاک میسپارند. اگر شما از ایذه به دشت گل یا دشت سوسن که مسیر راه ییلاق و قشلاق بختیاریهاست بروید، در چند جا گورستانهایی میبینید، بدون آنکه نشانهای از ماندگاری یا سکونت در دور و بر آنها دیده شود. اینها در واقع خاکسپاری ایلات کوچانده است. حال پرسش این است آیا فرد به خاک سپرده شده در میدان مولوی تهران یک مسافر از یک کاروان یا کوچانده یک ایل بوده است؟ یا نشانههایی چون اتاق، اجاق و اشیاء روزمره زندگی نشان از یک سکونت یا ماندگاری ( نه نشانههای یک شهر) در آن محوطه پیدا شده است؟ به گفته او حتی در کاوشهای قیطریه، آقای کامبخش فر، سرپرست هیات باستانشناسی قیطریه در نتیجه تحقیقاتش عنوان کرد که اینجا یک گورستان است و دلیلی بر سکونت مردم نمیشود. با اینکه گورستان قیطریه بسیار بزرگ بود. یغمایی میگوید:«به فرض محال اگر یافتههایی معماری و خاکسپاریهای دیگر به دست آید، همه دال بر ماندگاری است نه شهر. چراکه شهر، سکونت، ماندگاری، تک خاکسپاری و گورستان هر یک مفاهیم خاص خود را دارد.»