صدای آب سقاخانه ها دریاچه ها کبوتر ها وزائرها
کجاست اینجا؟!
آسمان؟
دریا؟
نمی دانم که من دورم ز دنیا یا که دنیا...
هوا بارانی است گویا کنار پای زائرها

صدای آب سقاخانه ها دریاچه ها کبوتر ها وزائرها
کجاست اینجا؟!
آسمان؟
دریا؟
نمی دانم که من دورم ز دنیا یا که دنیا...
هوا بارانی است گویا کنار پای زائرها

روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند...
او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد......
اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.
رهگذری او را دید و پرسید:”برای چه عقربی را که نیش می زند ,
نجات می دهی” ؟؟
مرد پاسخ داد:”این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من
این است که عشق بورزم.....
ببخش ما را به خاطر همه بی تو بودن ها ، تو با ما بودی و ما با تو نبودیم.
ببخش ما را به خاطر همه عهدشکنی هایمان ، بارها و بارها عهد بستیم
و عهد خود شکستیم .
ببخش ما را به خاطر همه رنج هایی که برای هدایت امت رسول خدا کشیدی.
ببخش ما را به خاطر همه ناله های علی وارت که برای بخشش خلق خدا
در درگاه معبود داشتی.
ببخش ما را که کلاممان با عملمان یکی نبود ،در کلام با تو بودیم و در عمل....
ببخش ما را که عشق و محبت به تو را به درهم معدودی
به محبت دنیا فروختیم.
ببخش ما را که قرن ها رنج و سختی تو را به ثمن بخسی فروختیم.
ببخش ما را که به خود مشغول شدیم و تو را رها کردیم.
ببخش ما را که سالهای عمرمان را بدون شناخت تو سپری کردیم.
ببخش ما را که تو را در این دنیا تنها گذاشتیم
و تو در بین امتت غریب و مظلوم ماندی.
مهدی جان ، آقای من
می دانم ، خوب می دانم که شایسته نعمت وجود تو نیستم ،
میدانم که شایسته نام منتظر نیستم ،
ولی یوسف زهرا امید به عطوفت و مهربانی و بخشش تو دارم .
تو را به آبروی مادر غریبت زهرا یاریم کن
مرا یاری کن تا در این دنیایی که بی تو بودن افتخار است و هنر ،
با تو باشم ، با تو بمانم و با یاد تو ترک دنیا کنم و بمیرم

روزسه شنبه 93/11/7 اعضا کانون پرورش فکری مرکز دیلم ،میزبان شبکه کودک بوشهر بودند .دراین برنامه
اعضا با حضور درکارگاههای نقاشی چاپ رنگ، کاردستی وادبی با موضوع دهه فجر آثار زیبایی راخلق
کردند و ننه گلی هم با حضور دربین بچه ها ، نکات زیبایی را یادآور شد و ازآنها خواست تا با عضویت
درکانون پرورش فکری ،درفعالیتهای آن شرکت کنند وکتابهای زیادی رابه امانت بگیرند.