
+چه قدر خوب است که در اوج تنهایی و ترس و تاریکی یکی هست که می توانی صدایش بزنی.
یکی که می دانی کمکت می کند.
یکی که همیشه به یادت بوده و هست و هرگز تنهایت نمی گذارد.
آری.
چه خوب است که خدا را داریم.
خدایا دوست ندارم تنها در تنهایی ها و گرفتاری هایم به یادت باشم.
و صدایت بزنم.
کمکم کن هرگز تو را از یاد مبرم.
و فراموش نکنم تو کنارم هستی.
و هر روز تو را شکر کنم.
به خاطر تمام نعمت ها و تمام خوبی هایت...
صدایت می زنم این بار.
صدایت می زنم.
بلنـــــــــــد.
در بالای قله ای.
تا بپیچد صدایم در آسمان...
خــــــــــــــــــدا
عباس میرزا و تحقیق در مورد علل عقب افتادگی ایران
ژوبر که از سوی ناپلئون بناپارت به ایران اعزام شده بود. در سال 1221 ق. در اردوگاه جنگی عباس میرزا با روسها از او دیدن میکند. در این دیدار به نقل ژوبر عباس میرزا به وی چنین میگوید:
مردم به کارهای من افتخار میکنند، ولی چون من، از ضعیفی من بیخبرند. چه کردهام که قدر و قیمت جنگجویان مغرب زمین را داشته باشم؟ یه چه شهری را تسخیر کردهام و چه انتقامی توانستهام از تاراج ایلات خود بکشم؟ ... از شهرت فتوحات قشون فرانسه دانستم که رشادت قشون روسیه در برابر آنان هیچ است، معالوصف تمام قوای مرا یک مشت اروپایی(روسی) سرگرم داشته، مانع پیشرفت کار من میشوند... نمیدانم این قدرتی که شما(اروپاییها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطهور و بندرت آتیه را در نظر میگیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است، یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمیکنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم؟
مسافرت به ارمنستان و ایران، ب.آ. ژوبر، ترجمهی محمود هدایت، ص 94 و 95.
چ میدونید اگه به عباس قادری و جواد یساری مجوّز کنسرت بدن بزرگترین مشکلی که پیش میاد چیه؟!
.
.
.
.
.
.
مشکل جاپارک آقاجان ، آقاجان جاپارک!
.
.
چون اکثرا با تریلی و 18 چرخ و اتوبوس و لودر و لیفتراک و گریدر میان ، البته چندمیلیون مینی بوس هم میاد 