جمعى از فقیرهاى مدینه به حضور رسول خدا(ص ) آمدند و گفتند: اى رسول خدا! ثروتمندان با ثروت خود بردگان را آزاد مى کنند و به ثوابش مى رسند،ما براى چنین کارى توان مالى نداریم ، آنها براى انجام حج ، سفر مى کنند، ما به خاطر نداشتن توان مالى از آن محروم هستیم ، آنها صدقه مى دهند، ما چیزى نداریم که صدقه بدهیم و به ثوابش برسیم ، آنها اموال خود رادر راه جهاد مصرف مى کنند و به ثوابش مى رسند، چنین کارى از عهده ما بر نمى آید و به آن ثوابها نمى رسیم ، پس چه کنیم ؟
پیامبر(ص ) فرمود: (اگر کسى صد بار تکبیر (الله اکبر) بگوید بهتر از آزاد کردن صد برده است ، و اگر کسى صدبار تسبیح (سبحان الله ) بگوید، بهتر از راندن صدشتر (براى قربانى در حج ) است ، و اگر کسى صد بار حمد (الحمد الله ) بگوید،بهتر از فرستادن صد اسب با زین و دهنه و سوار آن (براى جهاد) در راه خدا است ، و کسىکه صد بار (لا اله الا الله ) بگوید در آن روز از نظرعمل بهترین انسانها - جز کسى که زیادتر گفته باشد- مى باشد).
امام صادق (ع ) فرمود: این خبر، به ثروتمندان رسیده و همین دستور آن حضرت را انجام دادند.
فقراء به حضور پیامبر(ص ) باز گشتند، و عرض کردند: (این دستور شما راثروتمندان شنیدید و انجام مى دهند) (و هر دو ثواب را مى برند).
رسول خدا (ص ) فرمود:
(ذلک فضل الله یؤ تیه من یشاء)
:(این فضل خداست که به هر که خواهد بدهد) (مائده - 54 )
اصول کافی باب التسبیح و التهلیل و التکبیر، حدیث 1، ص 505- ج 2
بلیت فیلم گانگنام بلوز 1970 بیشترین میزان فروش رو
در میان علاقه مندان به سینما داشته است...
چوکاهــــــــــــه اوپا
واقعا خیلی خوشحالم
خب این فیلم بالاخره به اکران عمومی در اومده در روز چهارشنبه 
پوستر سمت چپ جدید ترین پوستر منتشر شده
است...

برید ادامه!
اون همه رؤیاهایی که به خاطر برآورده شدن تنها یک آرزو، تو ذهنم پرورش دادم و بزرگ کردم. ولی تبر سرنوشت، تیشه به ریشهاش زد.
تو زندگیم، همه آرزوهام برآورده شده و تنها یه آرزو تو دلم باقی مونده. که از قضا همین یه آرزو کمرم رو خم کرده.
خدایا، فدای بزرگیت، این یکی رو هم جوری برآورده کن که باب دل من باشه. وگرنه از دلم پاکش کن تا دیگه بهش فکر نکنم.
به دامن این آسمان خدا یک ستاره ندارم
گهر که مگو در زمانه یکی سنگ خاره ندارم
کجا بروم با که می بزنم آشنای دلم کو
به گریه مگر غم رود ز میان من که چاره ندارم
ترانه عاشقی دگر شد افسانه
که مانده تنها نشان پروانه در این زمانه
چه کردم ای ماه من تو این چنین سرکش
به هر زمان میکشی مرا به صد آتش به یک بهانه
حامد همینطور حرف میزد۰فرشید خودش را با اسباب بازی ها سرگرم کرده بود۰با وجود اینکه کلاس اول دبستان بود حتی نمیتوانست سیبی را به تنهایی پوست بکند۰حامدانتظار داشت همه کارها را فرخنده انجام دهد۰با وجود اینکه فرخنده کار تمام وقت اداری داشت و حامد کار پاره وقت'اما میخواست که حتی میوه هم پوست کنده و آماده خوردن باشد و فرشید هم مثل خودش دست به سیاه و سفید نزند۰
سالهای زیادی از آن روز میگذرد۰فرشید ازدواج کرده اما از عهده وظایف معمولی یک هم خانه هم بر نمیاید۰هنوز هم مادرش نا گزیر است در بعضی موارد حمایتش کند۰همسر فرشید هم که کاری جز دانشگاه رفتن یاد نگرفته'چاره را در این دیده که غذا را از بیرون سفارش دهد یا با سوسیس و کالباس قضیه را فیصله دهد۰پدر فرشید آپارتمانی برای پسرش خریداری کرده بود که همان را فروخته و از سودش زندگی را به این نحو سپری میکنند۰
پایه اولیه تربیت فرزندان در خانواده ریخته میشود۰در این زمینه هماهنگی والدین برای نحوه تربیت بسیار مهم است۰اگر هر کدام سلیقه و عقیده متفاوتی داشته باشند راه را برای سو استفاده بچه ها باز میکنند۰
دوستان بزرگ مانندکوه اندکه هرچه ازانهادورترشویم عظمت انهابیشترنمایان ترمی شود...
ای دوست من تورانمی دانم ولی من دررفاقت اینگونه ام پایدارتاپای دار.!!
بیگانه شدی دوست حرفی وحدیثی وکلامی بفرس مارانه دراین غمکده عمری باقیست تاخرده نفسی هست پیامی بفرست
وقتی واردروزهای سخت زندگی ات شدی وازان هارهایی پیداکردی به اطرافت نگاه کن. همان هایی که هنوزکنارت مانده انددوستان واقعی توهستند