یک روز به من گفتی تو باید قبل از من بمیری ، من خندیدم اما ته دلم ناراحت شدم ، گفتم منکه از خدامه قبل از تو بمیرم و پیش مرگت باشم . دلم میخواست دلیلشو بدونم اما چیزی نگفتم .
خودش گفت میدونی چرا ؟ گفتم نه
گفت اخه دلم نمیاد تو رو توی این دنیا تنها بذارم این صد بار از مرگ برای من بدتر . .